جامعه شناسی ادبیات

بانک مقالات تخصصی درس جامعه شناسی ادبیات دانشگاه آزاد سنندج

ادبيات در قلمرو تحليل جامعه شناختي(قسمت اول)

  جزوه درس جامعه شناسی ادبیات :استاد  مسعود الماسی

قسمت اول

جامعه شناسي ادبيات در واقع در يك نگاه كلي قصد برقرار كردن رابطه بين ادبيات و عناصر اجتماعي را دارد. اين رشته يكي از شاخه هاي جامعه شناسي به شمار مي آيد كه البته آن طور كه شايسته و بايسته است بدان پرداخته نشده و به قول خود لوونتال فرزند نورچشمي جامعه شناسي رسمي نيست. جامعه شناسي ادبيات با موضوعات بسياري درهم تنيده و آميخته است و همين آميختگي باعث شده تا نتوان براي آن حدود و ثغور معيني ترسيم رد.  
 اين رشته در اواخر قرن نوزدهم شكل گرفت و در قرن بيستم با انديشه ها و آثار فيلسوف مجارستاني به نام جورج لوكاچ به نقطه عطف خود رسيد. علاوه بر لوكاچ متفكراني چون اريش كوهلر، لوسين گلدمن و ميخائيل باختين در شكل گيري و شكوفايي اين رشته سهم بسزايي داشته اند اما در هر حال اين لوكاچ بود كه توانست جامعه شناسي ادبيات را به علمي اثباتي تبديل كند.   
    
جامعه شناسي ادبيات به عنوان يك دانش ميان رشته اي از يك سو در بالاترين نقطه علوم ادبي ايستاده است كه به زبان شناسي و فلسفه مرتبط مي شود و از سويي ديگر با علوم اجتماعي و تاريخ ارتباطي تنگاتنگ دارد.
    
    
    ريشه هاي جامعه شناسي ادبيات را بايد در فلسفه به ويژه فلسفه كلاسيك آلمان جست چرا كه بسياري از اصول و مباني اين رشته با توجه به عقايد فلسفي كانت، هگل، ماركس و شيلر شكل گرفته است.
    
    
    شايد ساده ترين تعريف از جامعه شناسي ادبيات بررسي متون ادبي از نگاه جامعه شناختي باشد. ادبيات در معناي عام كلمه علاوه بر متون ادبي به هر نوع نوشته اي از جمله اسناد، اعلاميه ها، بخشنامه ها و ديگر آثار علمي و فلسفي اطلاق مي شود. به سخن ديگر هر نوع نوشته و نظم و نثري كه در شرايط زماني و مكاني خاصي و توسط نويسنده اي خاص نگاشته شده است. از طرف ديگر جامعه شناسي هم وظيفه شناخت و توصيف پديده هاي اجتماعي را بر عهده دارد اما مشكل از آنجا آغاز مي شود كه به هر روي جامعه شناسي در حيطه علوم انساني فعاليت مي كند و نمي توان قانون ها و نظريه هاي ثابت و منظمي چون قوانين رياضي براي آن تعريف كرد، هرچند در اين ميان مدل هاي مختلفي مانند كاركردگرايي ساختاري و ... وجود دارند. اما جامعه شناسي ادبيات در ايران بيش از هر كجاي ديگر در حاشيه مانده است. مرحوم محمدجعفر پوينده از جمله كساني است كه نقش پراهميتي در شناساندن جامعه شناسي ادبيات در ايران داشته است. او با ويرايش ترجمه اثر معروف روبر اسكار پيت، جامعه شناسي ادبيات (ترجمه دكتر مرتضي كتبي)، ترجمه اثر گران سنگ لوسين گلدمن دفاع از جامعه شناسي رمان، ترجمه جامعه شناسي رمان: بالزاك، زولا، استاندال نوشته جورج لوكاچ و نيز ترجمه مقالات تاثيرگذاري از صاحبنظران بي بديلي چون آدورنو، باختين، كوهلر، گرامشي، گلدمن، لوكاچ و... در كتابي با نام درآمدي بر جامعه شناسي ادبيات اصلي ترين گام ها را در ارائه ادبيات جامعه شناسي ادبيات برداشت و اين گام ها را با ترجمه سوداي مكالمه، خنده، آزادي (باختين) جامعه، فرهنگ، ادبيات (گلدمن) و نيز مكتب بوداپست (لوكاچ و شاگردان او) كامل كرد. شايد آنچه در ايران در اين حوزه نمود بيشتري دارد اجتماعيات در ادبيات است كه تلاش نسل اول جامعه شناسان ايراني درباره فهم عناصر اجتماعي در ادبيات و متون ادبي است. اين سنت با دكتر غلامحسين صديقي شروع مي شود كه سال 1348 و در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران توسط ايشان تدريس مي شد و سپس با دكتر روح الاميني ادامه پيدا كرد. دكتر روح الاميني معتقد است <جامعه شناسي ادبيات> جامعه شناسي متن ادبي است اما پيدا كردن مسائل اجتماعي در آثار، <اجتماعيات در ادبيات> نام دارد. ادبيات ايران، هم به همه ميراث مكتوب پيشينيان اطلاق مي شود و هم به ادبيات به صورت خاص. برخي از منابع ادبي مورد بررسي، به ابعاد عام ادبيات بازمي گردد، مانند كتب تاريخي، وقف نامه ها و... (روح الاميني، 1375.) اما با تاكيد بر ادبي بودن موضوع مورد مطالعه، مي توان <اجتماعيات در ادبيات> را به <جامعه شناسي ادبيات> پيوند زد. به همين خاطر سنت اجماعيات در ادبيات از دو رويكرد مورد مداقه قرار مي گيرد؛ يكي بازنمود اجتماع و مسائل اجتماعي در آثار ادبي و ديگري تاثير آثار ادبي بر وقايع و تحولات اجتماعي و در مجموع به جست وجوي مفاهيم جامعه شناختي در آثار ادبي مي پردازند.
    
    
    اما تقسيم بندي ديگري هم مي توان داشت و آن هم جامعه شناسي ادبيات و جامعه شناسي ادبي است. جامعه شناسي ادبيات نگاه فرامتني دارد و موضوع مورد بررسي آن هر چيزي است كه خارج از متن قرار دارد. البته وسعت نگاه اين طبقه بندي كمي گسترده تر از تعاريف قبلي است. دكتر شادرو اما در پيش گفتار كتاب، طبقه بندي بهتري ارائه داده است. او معتقد است جامعه شناسي ادبيات داراي سنت ها و رويكردهاي گوناگوني است. سنت هايي از قبيل اجتماعيات در ادبيات، توليد فرهنگي، ادبي، ديالكتيكي، انتقادي، آفرينش ادبي و... ديدگاه فرامتني اي كه درباره آن توضيح داده شد در واقع ذيل سنت توليد فرهنگي قرار دارد. در اين حوزه روابط ميان نويسندگان، توزيع كنندگان، مصرف كنندگان، منتقدان، نهادهاي ادبي و... مورد مداقه قرار مي گيرد. اما جامعه شناسي ادبي برعكس توجه خود را متوجه متن و معناي متن مي كند و به دنبال گسترش درك متن و تاويل آن است و عمدتا نگاه دستور زباني در اين حوزه حاكم است. دكتر محمدرضا شادرو عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي است كه پايان نامه دكتراي خود را پيرامون جامعه شناسي ادبيات نوشته است. او در حال حاضر در دانشگاه درس هاي جامعه شناسي ادبيات، روش تحقيق و تكنيك هاي خاص تحقيق را ارائه مي كند و از آن دسته اساتيدي است كه دانشجويان همواره در كلاس هاي او انگيزه پيدا مي كنند و ترغيب به مطالعه سيستماتيك مي شوند.
    
    
    كتاب رويكرد انتقادي در جامعه شناسي ادبيات مجموعه مهمي است از مقالات لئو لوونتال (1900-1993) جامعه شناس آلماني و از نخستين اعضاي هسته اصلي مكتب فرانكفورت، استاد و رئيس وقت بخش جامعه شناسي دانشگاه بركلي. البته نبايد از ياد برد كه دكتر شادرو نقشي فراتر از ترجمه در اين كتاب دارد و نمونه آن فصل اول كتاب است كه درآمدي به شناخت لوونتال و مكتب فرانكفورت است كه با قلم علمي، دقيق و مستدل او نگاشته شده است.
    
    
    دكتر شادرو در مورد جامعه شناسي انتقادي مي نويسد: جامعه شناسي انتقادي عنواني عام براي تمام نظريه هايي است كه وضعيت موجود كشورهاي سرمايه داري و پيشرفته صنعتي را به عناوين گوناگون مورد انتقاد قرار مي دهد. اما معمولامراد از نظريه انتقادي در جامعه شناسي معاصر، انديشه هاي كم و بيش مشترك اعضاي موسسه پژوهش هاي اجتماعي يا مكتب فرانكفورت است. (ص 14) گلدمن با اشاره به رويكرد انتقادي مي نويسد: يكي از برجسته ترين نمايندگان سنت انتقادي لئو لوونتال، استاد جامعه شناسي در دانشگاه بركلي است. او به عنوان مثال، بازنمود گروه هاي حرفه اي و اجتماعي گوناگون را در آثار ادبي بررسي كرده است. بايد افزود لوونتال در مهم ترين كتاب خود به نام ادبيات و تصور از بشر، ضمن تحليل آثار تعدادي از نويسندگان مليت هاي مختلف - اسپانيايي، فرانسوي، اسكانديناويايي و جز آن - محتواي آگاهي جمعي را بررسي كرده است. (صفحه 8 كتاب) پس از فصل اول كتاب يعني درآمدي بر مكتب فرانكفورت و شناخت لوونتال به مقاله جامعه شناسي ادبيات كه خود دكتر شادرو آن را نگاشته برمي خوريم كه در آن نگاهي به كارهاي انجام شده در اين حوزه انداخته شده است. قلمروهاي تحليل و نيز گونه هاي مختلف پژوهش مشخص شده اند. جايگاه نويسنده در جامعه و مسائل اجتماعي به مثابه مواد ادبي، عوامل اجتماعي موثر در توفيق اثر در اين مقاله بررسي شده اند. تئودور آدورنو، يادگاري روشنفكرانه، كارنامه من در جامعه شناسي ادبيات، شاد باشي به لئو لوونتال (يورگن هابرماس)، فهرست آثار لوونتال و در انتها آثاري درباره لوونتال از ديگر مقاله ها و بخش هاي متفاوت كتاب هستند. به هر روي بايد گفت رويكردي انتقادي بر جامعه شناسي ادبيات هم از اين باب كه حاوي مجموعه مقالات ارزشمندي از لوونتال كارشناس برجسته موسسه در حوزه جامعه شناسي ادبيات و فرهنگ همگاني است و هم از اين جهت كه در حوزه جامعه شناسي انتقادي و سنت انتقادي به بررسي جامعه شناسي ادبيات نشسته، اثري گرانقدر و بي نظير است. اميد آنكه اين كتاب راهي باز كند تا جامعه شناسي ادبيات بيش از اين در حاشيه نماند و مخاطبان دانش اجتماعي بيش از پيش با اين حوزه آشنا شوند.

اجتماعیات در ادبیات فارسی

یکی از شاخه‌های جامعه شناسی هنر و ادبیات ایران، اجتماعیات در ادبیات فارسی است. اجتماعیات در ادبیات فارسی را می توان همسو با سنت «جامعه شناسی از طریق هنر» دانست. استوارت هیوز کتابی دارد با عنوان «آگاهی و جامعه» که عزت‌الله فولادوند آن را ترجمه کرده است. فصل آخر جلد اول این کتاب درباره مارسل پروست و رمان نویسان بزرگی است که نظریه، اندیشه وتفکر اجتماعی را برای مصرف عامه مردم که متخصص در علوم اجتماعی نیستند با زبانی ساده بیان می‌کنند.  هیوز معتقد است رمان نوعی نظریه‌پردازی اجتماعی است بطوریکه تمام مردم بتوانند نظریات آن را بخوانند؛ بفهمند و علاقمند شوند. این شکل پیچیده از جامعه‌شناسی از طریق هنر است.

 

اما چیزی که در جامعه ما به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی رایج است خیلی ساده‌تر از این است، زیرا نظریه‌پردازان در این حوزه‌ها در جامعه ما به دنبال باز نویسی متن‌ها و محتوای آثار ادبی بوده‌اند و به نظریات و ایده‌ها کمتر توجه داشته‌اند.

 

 

 این سنت در ایران با ترجمه بخشی از  کتاب «جامعه شناسی ادبیات» لوییس کوزر در 1351 شناخته شد. معصومه اعتصام ضمن ترجمه این کتاب، تلاش کرد تا برخی مفاهیم علوم اجتماعی در آثار نظامی را جستجو و نشان دهد.  در این زمان همچنین دکتر غلامحسین صدیقی ایده اجتماعیات در ادبیات را مطرح و بصورت درس سه واحد برنامه درسی رشته علوم اجتماعی گنجانده بود.

 

پرسش های مهم در زمینه اجتماعیات در ادبیات عبارت است از اینکه

 

·   اجتماعیات در ادبیات چیست؟ آیا نظریه، رویکرد خاص، گفتمان یا یک روش برای شناخت و تحلیل ادبیات است، یا چیز دیگر؟

·         مبانی نظری و روش شناختی اجتماعیات در ادبیات چیست؟

·         این رویکرد یا نظریه یا گفتمان به ادبیات در ایران در چه بستر سیاسی و اجتماعی شکل گرفت؟

·        جای گفتمان( دیدگاه، نظریه) اجتماعیات در ادبیات در کل مقوله جامعه شناسی هنر ها و ادبیات کجاست؟

·        و بالاخره این که این دیدگاه از زمان مطرح شدنش تا امروز چه پیشرفتها و دستاوردهایی داشته است؟

 

هیچیک از این پرسش ها تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. تاکنون بحث نظری راجع به چیستی ، چگونگی و چرایی اجتماعیات در ادبیات به زبان فارسی انجام نشده و اغلب متونی که راجع به اجتماعیات در ادبیات نوشته اند مربوط است از این رو،  این مقوله به صورت نوعی بحث غیر دانشگاهی و غیر حرفه ای بدون انسجام و بدون روش همچنان باقی مانده است. تنها نکته روشن در این زمینه کم وبیش این است که متون ادبی را بر اساس موضوعات اجتماعی درون آنها بررسی  و تحلیل محتوی و طبقه بندی کنیم. و اینکه نوعی رویکرد اجتماعی است به منابع و متون ادبیات کلاسیک فارسی.  این نحو نگرش در مباحث فلسفه اجتماعی هم مطرح بوده است

 

 استوارت هیوز در «آگاهی و جامعه»  در فصل آخر جلد اول در مورد مارسل پروست و رمان نویسان بزرگی است که نظریه، اندیشه وتفکر اجتماعی را برای مصرف عامه مردم که متخصص در علوم اجتماعی نیستند با زبانی ساده بیان می‌کنند. استوارت هیوز معتقد است رمان نوعی نظریه‌پردازی اجتماعی است بطوریکه تمام مردم بتوانند نظریات آن را بخوانند؛ بفهمند و علاقمند شوند. این شکل پیچیده از جامعه‌شناسی از طریق هنر است. اما چیزی که در جامعه ما به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی رایج است خیلی ساده‌تر از این است، زیرا نظریه‌پردازان در این حوزه‌ها در جامعه ما به دنبال باز نویسی متن‌ها و محتوای آثار ادبی بوده‌اند و به نظریات و ایده‌ها کمتر توجه داشته‌اند.

 تولد گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی

 به لحاظ نظری : اجتماعیات در ادبیات حاصل یک رویکرد پوزیتیویستی و ناسیونالیستی به جامعه شناسی و ادبیات در ایران در دوره آغازین شکل گیری علوم اجتماعی در کشور است. این گفتمان در دهه 1350 ابتدا توسط دکتر غلامحسین صدیقی مطرح شد. دکتر غلامحسین صدیقی کسی بود که واژه جامعه شناسی را وضع کرد و اولین ایرانی است که مدرک دکترای جامعه شناسی را کسب کرده است. دکتر صدیقی به دلیل تسلط بر ادبیات و فرهنگ ایرانی در صدد بر آمد که به گونه‌ای منابع و ادبیات فرهنگی را به علم جامعه شناسی پیوند بزند. برای این منظور دو واحد درسی به نام اجتماعیات در ادبیات فارسی را در برنامه درسی علوم اجتماعی گنجاند. از آنجایی که دکتر صدیقی ملی‌گرا بود نوعی تعصب ملی به ادب، زبان و فرهنگ ایران داشت. او معتقد بود برای تقویت هویت ملی باید متون ادب کلاسیک‌مان را به دانش‌آموختگان خود بیاموزیم.

 

در عین حال این باور وجود داشت ادبیات فارسی به‌خصوص متون ادب کلاسیک تنها جنبه سرگرمی و زیباشناسی ندارد بلکه ایرانیان در طول تاریخ از طریق شعر و به کمک شعر می‌اندیشیدند و شعر و ادب کلاسیک فارسی گنجینه تمام اندیشه‌های ایرانیان درطول تاریخ بوده است و اینکه ما می‌توانیم از طریق بازخوانی متون و ادب فارسی، تاریخ ادیشه اجتماعی در بین ایرانیان را شناسایی کنیم و به نگارش در آوریم. در این خوانش و بازخوانی متون ادب کلایسک ایران، بسیاری از تحولات ایران از جمله سیر نهادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... نیز مشخص می‌شود. ترابی درباره نسبت بین ادبیات کلاسیک فارسی و ابعاد اجتماعی آن می نویسد

«جامعه شناسی ادبیات با توجه به حالت بالنسبه ایستای ادبیات کلاسیک از سویی، و پویایی درنگ ناپذیر اجتماع از سوی دیگر، در بررسی محتوا و جوهر اجتماعی ادبیات، این اصل را مهم می شمارد که متون ارجدار ادبی، به اعتباری، " عینیت یافته ی زندگی" و درست تر "بازآفرینی هنرمندانه واقعیت" بویژه واقعیت های حیات اجتماعی و فرهنگی محیطی اجتماعی است که شاعر یا نویسنده بدان تعلق دارد. به علاوه، با توجه به اینکه شاهکارهای ادبی قابلیت تفسیر و تاویل پذیری دارند، و هنر در تحلیل نهایی با تحول وتکامل بشر مربوط می شود پژوهندگان جوهر و جنبه های اجتماعی آثار ادبی، جنبه های خاص و دریافت های ویژه ی خود از اثر را متناسب با فرهنگ و نیاز زمان روشن می سازد و بویژه با فعال سازی مجدد آثار ادبی و محتوای آنها به صورت موضوع ومساله امروزین، نوعی "امروزینگی" بدانها می بخشند؛ تا آنجا که مساله مطرح شده در اثر مثلا فردوسی یا حافظ به صورت موضوع ومساله ای امروزین در می آید، و نه به صورت موضوع و مساله ای که تنها به هقتصد سال و یا یک هزار سال پیش تعلق داشته است» (ترابی، علی اکبر. 1376:6).

 

ترابی همچنین پرسش های اساسی که در گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی یا «جامعه شناسی در ادبیات» را می تواند مورد توجه قرار گیرد بیان می کند

 

ادبیات گذشته، در عصر پر تغییر دانش و تکنولوژی پیشرفته ی معاصر چه تاثیری در افکار و اذهان و یا در توسعه ی اجتماعی، فکری و فرهنگی جامعه ی امروز تواند داشت؟ به دیگر سخن هنر و امور و مسائل فرهنگی و اجتماعی پیشینیان که خاص خود آنان و ویژه ی زمان و مکان آنان بوده اند چه تاثیری در احوال انسان های قرن  حاضر تواند داشت؟ آیا ادبیات گدشته، با رنگ و بو و محتوای ویژه ی گذشته می تواند برای ادب دوستان معاصر جالب و یا آموزنده باشد؟ بویژه با در نظر گرفتن محدودیت بینش برخی از گویندگان و نویسندگان مذکور، آیا نقش و سو گیری اجتماعی و اهداف فرهنگی وسیاسی و اجتماعی آنان بیشتر صورت و حالت بازتاب اخلاقی و یا عاطفی پیدا نگرده اند؟ به عبارت روشن تر، آیا اینگونه شاعران و نویسندگان، به مقتضای فرهنگ زمان و خرده فرهنگ خود، در آثار خویش، بیشتر به نهانخانه ی ضمیر فردی نظر نداشته اند؟ آیا امکانات و سطح معلومات زمان این اجازه را به آنان می داد که به محیط روشن اجتماعی و یا به صحنه ی اصلی و روشن تاریخ جمعی درآیند و واقعا از مردم سخن گویند؟ آیا صرفنظر از آرمان ها والای انسانی ارزش های مطلوب زمان ها و مکان های گوناگون و بازتاب حیات اجتماعی و فرهنگی در آثار شاعران و نویسندگانی که در دوره های مختلف و در موقعیت های جغرافیایی متفاوت به آفرینش ادبی پرداختهاند همیشه یکسان بوده اند؟ به طور خلاصه و در یک جمله، گزینش و سنجش یا مطالعه و ارزیابی جوهر اجتماعی و هنری آثاری که آفرینندگان آنها سده ها از ما فاصله دارند با معیارهای نوین متعلق به سده ی بیستم یا بیست و یکم تا چه اندازه می تواند منطقی و گره گشا و روشنگر باشد؟» (ترابی، علی اکبر6.- 1376:5).

 

البته هیچگاه تا این لحظه این پرسش ها در کانون گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی قرار نگرفت. در مراحل اولیه اندیشه اصلی ( ایده اصلی) اجتماعیات در ادبیات فارسی ،استخراج مضامین و موضوعات اجتماعی در ادبیات فارسی بود . ادبیات فارسی مبنا و هدف این رویکرد بود. اما در مراحل بعد ، توصیف شرایط اجتماعی تاریخی دوره های مختلف ادبیات فارسی به این رویکرد اضافه شد. اگر از حافظ ، مولانا و ... صحبت می کنیم ، علاوه بر مضامین اجتماعی آثارشان ، در مورد دوره ای که در آن زندگی می کردند نیز بحث تاریخی می کنیم. به این دلیل که رشته تاریخ و تاریخ نگاری به عنوان یکی از ارکان ناسیونالیسم در کنار ادبیات داشت رشد می کرد.

 

اگر بخواهیم به نحو فهرست وار، ویژگی های کلی گفتمان اجتماعیات در ادبیات را توصیف کنیم، 5 نکته زیر را می توان بیان کرد:

 

1-   اجتماعیات در ادبیات فارسی به عنوان یک رویکرد ناسیونالیستی و پوزیتیویستی به ادبیات فارسی است.

2-  یک رویکرد بین رشته ای است که سعی می کند از منظر جامعه شناسی به ادبیات و متون و منابع ایرانی و عمدتا فارسی بپردازد.

3-   این رویکرد یک رویکرد مشروعیت بخش و بومی ساز برای رشته تازه تاسیس یافته جامعه شناسی در ایران است.

4-  به جامعه شناسی به مثابه یک علم غربی مشروعیت می داد. اجتماعیات در ادبیات فارسی می خواهد دانش علوم اجتماعی را ایرانی کند .

5-   یک رویکرد واسط  و میانی برای پیوند زدن منابع فرهنگی ایرانی با دانش های جدید بود.

سرنوشت گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی

مفهوم اجتماعیات در ادبیات به جای آنکه مورد توجه جامعه شناسان و کارشناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی واقع شود،  بیشتر توسط متخصصان و کارشناسان رشته های ادبیات فارسی با استقبال روبرو شد.  تاکنون هم اجتماعیات در ادبیات فارسی به مثابه یک ایده حاشیه ای بوده و کسی آنرا جدی تلقی نکرده است. نه کسی وارد مبانی علمی شده ، نه کسی تخصصی به عنوان یک رشته با کتابهای خاص  به آن پرداخته است . اجتماعیات در ادبیات فارسی حاشیه ای باقی مانده و کتابی نداریم که این اندیشه را بتواند در درون نظام دانشگاهی جا بیندازد. گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی علی‌رغم این ویژگی‌هایی که به آن اشاره شد به دلایلی چند مورد استقبال واقع نشد:

1-   ابزارهای روش شناختی این حوزه برای محققان ما چندان شناخته شده نبود و علوم اجتماعی در ایران در مراحل اولیه شکل‌گیری‌اش بود. به‌خصوص سنت جامعه شناسی دانشگاهی در ایران سنتی نبود که از طریق تجزیه و تحلیل‌های تاریخی به دنبال بازخوانی تحولات ایران باشد.

2-   روش‌های تحلیل در علوم اجتماعی ایران روش‌های متنی نبوده است. بیشتر روش‌های به کار گرفته شده در علوم اجتماعی ایران، روش‌های پیمایشی بود و  بر سنت پژوهش های جامعه شناسی در ایران رویکردهای تعمیمی حاکم بود. روش‌هایی مثل گردآوری داده های آماری از طریق پرسشنامه.

3-   پژوهش جامعه شناسی در ایران اساسا از یک منظر ساده اقتصادی-سیاسی تبعیت می‌کرد. پژوهشگران ما بیشتر به دنبال این هستند که سازمان یا موسسه‌ای، بودجه‌ای را برای انجام تحقیق در اختیار آنها بگذارد تا پژوهشی را انجام دهند.

4-   انجام تجزیه و تحلیل ادبی از نگاه جامعه‌شناسانه مستلزم یک سری آموزش‌های فنی و حرفه‌ای و سنت دانشگاهی است که در جامعه ما وجود ندارد از جمله سنت‌های دانشگاهی می‌توان یه نگاه بین رشته‌ای اشاره کرد.

کارکردهای مطالعه متون ادب کلاسیک از رویکرد اجتماعیات در ادبیات

1-  این متون به ما بینش تطبیقی می‌دهند. ما از طریق بینش تطبیقی می‌توانیم وضعیت امروز و گذشته خود را با هم مقایسه کنیم. مثلا در کتاب روح‌الامینی آمده است در کتاب قابوس‌نامه در مورد آداب رفتار با برده در ایران فصل‌هایی وجود دارد. ممکن است ما پیش از این تصور نکرده باشیم که تا صد سال پیش در ایران هم برده‌داری رواج داشته است.

2-  دومین کار کرد متن‌های ادب کلایسک ما در علوم اجتماعی عبارت است از دست یافتن به یک بینش و نگرش بومی در فهم جامعه، فرهنگ و تحولات ایران. یکی از مشکلات علوم اجتماعی و علوم انسانی در کشورهای غیر غربی، بیگانگی زبان آنهاست زیرا مبانی نظری و چهار چوب شناختی آنها از کشور های غربی گرفته شده است و علوم اجتماعی به دلیل اینکه از غرب وارد شده است مفاهیم‌اش مفاهیم غربی است. مروری بر ادبیات کلاسیک و بازشناسی و قرائت آن با عث می‌شود به یک نوع نگرش درونی یا دانش محلی برسیم.

3-  ادبیات کلایسک ما، نه تنها بینش تطبیقی و بومی برای ما فراهم می‌کند بلکه مواد و داده خامی برای مطالعه فرهنگ است.

در گفتمان اجتماعیات در ادبیات فارسی، ادبا و محققان ادبی ایران مطالعاتی را تاکنون انجام داده اند و در سال های اخیر کتاب هایی با نام «جامعه شناسی در ادبیات فارسی» که عنوان واحد درسی در رشته علوم اجتماعی است، منتشر کرده اند. این کتب از نظر روش شناسی و تحلیل دارای سطوح مختلفی هستند. برخی این متون تحلیلی تر و برخی دیگر نیز صرفا جنبه توصیفی دارند. برای مثال، محمود عبادیان در کتاب « تکوین غزل و نقش سعدی: مقدمه ای بر جامعه شناختی و زیبا شناختی غزل فارسی و غزل سعدی» (1384) به بررسی این پرسش می پردازند که  «چه عاملی پیدایش شعر غنایی را تا دوران فرهنگ اسلامی ایران به تاخیر انداخته و چه شرایطی زمینه ی گسترش بی سابقه ی آن در این دوره شده است؟». برای این که با نمونه ای از استدلال های جامعه شناختی در زمینه شعر فارسی آشنا شویم، در اینجا خلاصه استدلال او را بیان می کنیم.

 

رشد شعر غنایی مستلزم آن است که سرایندگان آن در جو و جامعه ای زیست کنند که پیشرفت فرهنگی آن از چنان کیفیتی برخوردار باشد که امکان احساس فردیت را به شاعر بدهد و او بتواند احساس خود و دیگران را به قالب تصویر هنری در آورد و عرضه کند. این که آیا فرد و جامعه ی ساسانی چنین رشد وامکان هایی عرضه می داشت، نیاز به بررسی دارد. نمی توان گفت که انسان یا شهروند ایرانی آن عصر فاقد احساس فدی نسبت به نیک و بد جامعه و رغبت عاطقی به جمال و کمال بوده است، ولی قراین تاریخی نشان می دهد که مناسبات عصر ساسانی موانع بسیاری در راه رشد احساس فردیت شهروندان می نهاده است. طبقه بندی مردم به صنف های دربسنه ( زندگانی در کاست های اجتماعی)، سلطه ی قشر مذهبی و نظارت متصدیان آتشکده ها بر زندگی مردم از جمله ی این دشواری ها بوده است. شهروند جامعه ی اسلامی در صدر اسلام درگیر قید و بندهای نوع جامعه ی ساسانی نبود. آزادی سیاسی و اجتماعی نسبی تا حدی باعث پیشرفت و اعتلای فرهنگی شد و اوضاع نسبتا مناسب برای پیشرفت فردیت و احساس شخصیت پدید آمد. به برکت این امکانات مساعد، فرهنگ و ادب در کشورهای اسلامی و به ویژه در ایران رشد بی سابقه کرد و این تحول، زمینه ی کشورهای اسلامی و به ویژه در ایران رشد بی سابقه کرد و این تحول زمینه ی رشد فردیت و احساس شخصیت را فراهم آورد. آمیزش فرهنگ های کشورهای مختلف اسلامی و مبارزه ی ملت ها در راه استقلال سیاسی نیز به رشد و بالندگی هنر و ادب یاری رساند. نتیجه ی این تحول ها رشد انسان اسلامی بود، از صفات برجسته ی او این بود که سر از محدودیت های قومی و محلی به در آورد، راه اقلیم ها و قاره های دیگر را پیش گرفت، جوامع و فرهنگ های دیگر را آزمود و تجربه اندوخت. این امر افق دید او را گسترش داد، احساس شهروندی جهان آن روزگار کرد، اعتماد به نفس و    احساس  فردیت بیشتر یافت. بدین گونه نسل هایی تازه جو، پویا و بلند پرواز به بار آمدند و با  روحیه ی " لیس الانسان الا ما سعی" و " من عرف نفسه فقد عرف ربه" به پای خلق فرهنگی انسانی و معنوی رفتند. روحیه ی کاوش و کوشش و توجه به کمال و جمال عینی و معنوی به عنوان محرکی ارزنده در پیشرفت انسان و پرورش شخصیت او موثر افتاد». (عبادیان، محمود.  23-22: 1384)

 

 

همچنین " زمینه اجتماعی در شعر فارسی" (1386) نوشته محمد رضا شفیعی کدکنی یک نمونه برجسته و ارزشمند از تحلیل های اجتماعی در زمینه ادبیات کلاسیک فارسی است.

 

اما برخی از جامعه شناسان نیز به بررسی هایی در زمینه اجتماعیات در ادبیات پرداخته اند. «نمودهای اجتماعی و فرهنگی در ادبیات فارسی» نوشته محمود روح الامینی (1382) را می توان مهمترین اثر منتشر شده در این زمینه تاکنون دانست

 

مشکلات نقد در ادبیات کلاسیک ایران از منظر دکتر شفیعی کدکنی

 

شفیعی کدکنی معتقد است نقد کردن و مطالعه ادبیات کلاسیک ایرانی کار دشواری است. شفیعی برای ادعای خود استدلال‌های زیر را بیان می‌کند:

 

1- سنت نقد و بررسی در ایران وجود نداشته است و نمونه‌های پراکنده نقد به معنای گفتمان و سنت نیست. ما مجبوریم برای نقد (چه نقد جامعه شناسانه، هنری، روانکاوانه، تاریخی و...) از معیارهای اروپایی و غربی کمک بگیریم و بهترین ناقد روزگار ما کسی است که بتواند آراء منتقدان اروپایی را به درستی با آثار ادبیات فارسی تطبیق دهد. حتی هنوز چنین ناقدی هم پیدا نشده است که بتواند این تطبیق را به درستی انجام دهد، زیرا افراد آشنا به ادبیات فارسی نقد اروپایی را نمی‌شناسند و و افراد آشنا به نقد، ادبیات را نمی‌شناسند. علت اینکه اجتماعیات در ادبیات فارسی در ایران رشد نکرد این است که در بین جامعه‌شناسان ما افراد آشنا به ادبیات کلاسیک که نسبت به این حوزه تعلق خاطر داشته باشند وجود ندارد.

 

2- مانع دوم در نقد ادبیات کلاسیک ما این است که در گذشته تقسیم‌بندی آثار ادبی در ادبیات شرقی و اسلامی وجود نداشته است. البته در ادبیات ملل اسلامی به تاثیر طرز فکر ادبیات عرب، آثار ادبی از منظر ظاهر تقسیم‌بندی شده‌اند و تقسیم‌بندی آثار ادبی به قالب‌های شعری محدود شده است. در نتیجه این به مانعی تبدیل شده است که ما نتوانیم محتوای شعر فارسی را براساس سبک، انواع و گونه‌شناسی طبقه‌بندی کنیم. شرط نقد کردن این است که معیاری برای تقسیم‌بندی داشته باشیم. البته در سال‌های اخیر تحت تاثیر دیدگاه‌های اروپائیان تقسیم‌بندی‌هایی بوجود آمد.

 

3- اساسا شاعران قدیم و کلاسیک ما سیر تاریخی و تحول ذهنی خود را ثبت نکرده‌اند، در نتیجه امکانی برای تجزیه و تحلیل آثار ادبی وجود ندارد. داوری در مورد جوانب معنوی کار شاعران کلاسیک و قدیم ما دشوار شده است زیرا در تقسیم‌بندی دیوان‌ها رعایت شکل ظاهری و ترتیب الفبایی سبب شده است که برای یک خواننده، مطالعه در جوانب روحی و معنوی سیر یک شاعر از کارهای دشوار تلقی شود.

 

علاوه بر مواردی که دکتر شفیعی کدکنی به آن اشاره می‌کند، دکتر فاضلی نکات زیر را هم اضافه می‌کند:

 

شعر، نظم و نثر کلاسیک فارسی کمتر از جنس ادبیات اجتماعی است یعنی بر خلاف شعر معاصر، که دارای نظم و نثر اجتماعی است و در نتیجه درگیری مستقیم یا غیر مستقیم هنرمند با فرایندهای اجتماعی-سیاسی جامعه خلق می‌شود در ادبیات کلاسیک ما درگیری مستقیم و غیر مستقیم ادیب با فرایندهای اجتماعی-سیاسی کمتر بوده است.

 

البته نثر در ادبیات کلاسیک ما نسبت به نظم، اجتماعی‌تر است. نظم ما بیشتر به ابعاد فردی، عاطفی، شخصی بر می‌گردد. از دوره نیما به بعد و به احتمال زیاد از دوره مشروطه است که شعر ما به رسانه‌ای در جهت بیان آرمان‌های اجتماعی، مبارزات سیاسی و درگیری با زندگی اجتماعی تبدیل می‌شود. در دوران مشروطه، یک نوع خودآگاهی انتقادی به وجود می‌آ‌ید و بازاندیشی به مثابه یک فرایند وارد زندگی اجتماعی می‌شود در نتیجه شعر ما نیز اجتماعی می‌شود.

 

- نگاهی به آثار کلاسیک ادبیات فارسی

 

به‌طور کلی  دو سنت در اجتماعیات در ادبیات فارسی وجود دارد:

 

1- سنتی که جامعه شناسان به سراغ متن های ادبی رفته اند مثل دکتر شهبازی، که هدف آنها پی بردن به ویژگی های جامعه ایران از طریق متون ادبی است.

 

2- سنتی که محققان ادبی از منظر جامعه شناسی در ادبیات به سراغ متن‌های ادبی رفته‌اند که هدف آنها شناسایی، تفسیر، تاویل و فهم متون ادبی از راه بازشناسی و ویژگی‌های اجتماعی آنهاست.

 

جستارهای اجتماعی در شاهنامه فردوسی

شاهنامه فردوسی گنجینه زبان پارسی و محصول تکامل روح ایران زمین است، شاهنامه یک فرهنگ است. در شاهنامه به مسائل اجتماعی مختلفی از جمله رهبری جامعه در جهان باستان، داوری، عشق، ازدواج، شیوه‌های همسرگزینی، قشربندی اجتماعی و... سخن گفته  شده است. فردوسی در وصف رویدادهای دوران پادشاهی جمشید به چگونگی شکل‌گیری طبقات اجتماعی اشاره می‌کند و مردم را به چهار طبقه 1- کاتوزیان (عابد و زاهد ) 2- نیساریان (سپاهیان پادشاه ) 3- نسودی (کشاورزان و کشتکاران ) 4- آهنو خوشی ( اهل حرفه و پیشه ) تقسیم می‌کند. شاهنامه به عنوان متن سیاسی ادبیات کلاسیک ایران به حساب می‌آید.

 

چند نکته در مورد «شاهنامه»:

 

1- اهمیت سیاسی شاهنامه در صد سال اخیر این است که این سند از یک منظر سیاسی خاص به عنوان سند مقاومت مردم ایران در مقابل هجوم اعراب به حساب می‌آید. فروسی از طریق اشعار سروده شده در شاهنامه توانسته زبان فارسی را در مقابل زبان عربی حفظ کند.

 

2- شاهنامه به عنوان یک سند تاریخی نیز محسوب می‌شود. شاهنامه روایتی است از تاریخ ایران زمین؛ در این کتاب هم تاریخ اسطوره‌ای و هم تاریخ ما بعد اسطوره‌ای مطرح می‌شود.

 

3- شاهنامه به عنوان یک سند هویت قومی نیز دارای اهمیت است.  به‌خصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم زمانی که ناسیونالیسم ایرانی در حال شکل گیری بود شاهنامه به عنوان یک نشانه برای تفسیر های گوناگون مورد توجه روشنفکران و فعالان سیاسی  ایرانی قرار گرفت. (کارکرد سیاسی شاهنامه)

داستان‌های داخل شاهنامه بحث‌ها و چالش‌های سیاسی را مطرح می‌کند. مثلا داستان کاوه آهنگر به عنوان یکی از نمادهای قومیت کرد به حساب می‌آید.

 

4- شیوه زندگی ایرانیان در طول تاریخ به‌خصوص در قرن چهارم و قبل از آن از طریق شاهنامه قابل شناسایی است. مثل شیوه سازماندهی جامعه، ازدواج و... (بعد انسان‌شناسی شاهنامه)

 

5- از دیدگاه‌های مختلفی می‌توان به شاهنامه نگاه کرد که در نتیجه این دیدگاه‌ها، برداشت‌های متفاوتی شکل می‌گیرد. مثلا می‌توان گفت شاهنامه بازنمای مردانگی در جامعه ایران است یا شاهنامه سند شاهان است

 یا شاهنامه یک سند اخلاقی است. هر کدام از این نگاه‌ها حاصل بررسی شاهنامه از دیدگاه ایدئولوژی خاصی است.

به‌طور کلی در نقد باید یک ایدئولوژی به مثابه چراغ راه وجدیت داشته باشد. این ایدئولوژی می‌تواند مثلا فمنسیم، مارکسیستم، اسلام، فندامنتالیسم یا هر دیدگاه دیگری باشد. اینها چشم‌اندازهای نقد هستند که دیدگاه یا منظر نقد ما محسوب می‌شوند. در واقع تفسیر یک متن یعنی به‌کار انداختن یک چشم‌انداز.

 

 جستارهای اجتماعی در بوستان و گلستان سعدی

 

سعدی در واقع یک پژوهشگر اجتماعی است که مسائل اجتماعی را از طریق مکامله و مناظره دو جانبه و روش خاص خودش مطرح می‌کند.سعدی خود نقش ثالثی را ایفا می‌کند تا کنجکاوی بیشتری را برانگیزد و مسائل را بهتر تبیین کند و به تحلیل بکشد. یکی از شاهکارهای ادبی سعدی بوستان و گلستان است. کتاب بوستان سعدی در واقع برخاسته از خیال سعدی است و سعدی در این کتاب بیشتر جامعه مطلوب را تصویر کرده و انسان را آن چنان که باید باشد توصیف کرده است. بوستان دارای ده باب است. سعدی از راه تجربه مستقیم و مشاهده همراه با مشارکت به شناخت قشرهای مختلف مردم می‌پردازد و داده‌های خود را در قالب شعر، داستان و.. به تصویر می‌کشد. اما سعدی در کتاب گلستان سعی کرده جامعه خود و جوامع دیگر را به همان صورتی که مشاهده کرده به خواننده معرفی کند. گلستان دارای هشت باب است و هر یک از باب‌ها دارای حکایت‌ها و اندرزهایی به نظم ونثر است. در گلستان و بوستان به مسائل اجتماعی مختلف مثل انسان دوستی، سرشت انسانی و پرورش اجتماعی، سیاست و کشور داری و... اشاره شده است.

نکاتی در مورد «گلستان و بوستان»:

 

1- جایگاه سعدی در ایران زمین بیش از هر چیز به زبان فارسی ما مربوط می‌شود. شناسایی ارزش و اعتبار سعدی مهم است. استاد محمد معین طباطبایی معتقد بود سعدی به زبان فارسی سخن نمی‌گفت، بلکه ما فارسی‌زبانان به زبان سعدی سخن می‌گوییم. برخی آثار کلاسیک برای عامه مردم قابل فهم نیستند. مثلا کتاب دانته را هیچ ایتالیایی نمی‌تواند بخواند مگر اینکه متخصص زبان ایتالیایی قرن شانزده باشد ولی در مورد آثار سعدی این طور نیست بلکه هر ایرانی که قادر به خواندن و نوشتن باشد می‌تواند به راحتی با نظم ونثر سعدی ارتباط بر قرار کند. بنابراین بیشترین نقش سعدی در زبان فارسی معاصر ماست که زبانی ساده، فصیح، بلیغ را بنیان گذارد. در واقع همه اشعار سعدی سهل . ممتنع هستند.

 

2- سعدی نماینده یک نوع تفکر به نام تفکر انسان‌گرا در فرهنگ ماست، پدیده‌ای که در غرب تحت عنوان اومانیسم یا کرامت انسانی مطرح است. کرامت انسانی یعنی جدی تلقی کردن تجربه‌های انسان در زندگی روزمره. تجربه انسان با تمام ابعادش برای سعدی مهم است. این نگاه را نگاه انسان گرایانه سعدی می‌گویند. در نگاه سعدی تمام انسان‌ها اعم از کافر، مسلمان، بی‌گناه و گناهکار مهم‌اند و همین نگرش انسان‌گرایانه سعدی باعث شده تا نثر سعدی در مقایسه با شعرهای دیگر در سطح جهانی ماندگار باشد. در میان ادبا و شاعران کلاسیک ما، یکی از اجتماعی‌ترین شعرا، سعدی است زیرا به انسان و تجربه‌های آن توجه دارد. این نگاه انسان‌گرایانه سعدی که عده‌ای آن را با نگاه شکسپیر برابر می‌دانند بشر را متوجه حقوق خود می‌کند. بنابراین انسان‌گرایی به علاوه زبان ساده سعدی باعث شهرت جهانی او بخصوص در ادبیات فرانسه شده است.

 

3- سعدی همچنین به عنوان یکی از نظریه پردازان تعلیم تربیت در ایران مطرح است. هر چند در حال حاضر جایگاه سعدی در گفتمان‌های سیاسی مشخص نیست.

 

طنز در آثار عبید زاکانی

 

عبید شاعر و ادیب مشهور قرن هشتم هجری است. البته شهرت عبید زاکانی در ادبیات ما به خاطر طنز هایی است که نگاشته است. شمایل طنز در ادبیات فارسی عبید زاکانی است زیرا در دوره خود صریح ترین کسی بوده است که از طنز و شوخ طبعی به عنوان یک ابزار استفاده کرده است.

 

دکتر علی اصغر حلبی از انواع شوخ طبعی، تقسیم‌بندی‌ای به شرح زیر ارائه می‌دهد:

 

1- طنز: فاخرترین گونه شوخ طبعی است و در واقع یک نوع بازنمایی و انعکاس حقیقت است که قصد اصلاح نابسامانی‌ها را در پشت پرده خنده دارد و خنده ایجاد شده جدی است.

2- هجو: در هجو قصد تخریب وجود دارد.

 

3- هزل: عده‌ای هزل را کلمات بی‌ارزش می‌دانند. مثلا مولانا در مثنوی از هزل استفاده کرده است.

 

4- فکاهه: در فکاهه و هزل سخن‌ها تنها ارزش خنداندن دارد و پیامی ندارد.

 

فرق طنز و هجو آن است که غالبا طنز را برای مقاصد اصلاح‌طلبانه اجتماعی و منتقدانه بکار می‌برند ولی هجو برای تخریب است و ترانه‌های فولکور را سرشار از طنزهای جدی و ممتاز می‌داند. آقای ستوده طنز را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیررسمی یا غیر مستقیم تقسیم می‌کند و فرق این دو نوع را در این می‌داند که در طنز رسمی سخنگویی واسطه با مخاطب صحبت و شوخی می‌کند ولی در طنز غیررسمی سخنگو پوشیده‌تر با مخاطب شوخی می‌کند.

 عبید زاکانی بزرگترین طنزپرداز کلاسیک ماست. هر نوع شوخی را طنز نمی‌گویند، طنز به آن نوع  شوخی گفته می‌شود که اولا جدی است، ثانیا هدف آن صرفا خنداندن و سرگرم کردن نیست بلکه طنز دارای یک ماهیت اجتماعی - سیاسی است و می‌خواهد از یک دوگانگی، تزویر، دروغ، امر غیر اخلاقی، نابهنجار و نابرابری پرده بر دارد. هجو نیز سخنی است برای خنداندن و خراب کردن فرد. گونه‌های مختلف دیگر طنز وجود دارد مثل طنز، فکاهی و مطایبه. لطیفه یک داستان کوتاه است که در آن پند و اندرز نهفته است و می‌تواند خنده‌آور نیز باشد. در واقع طنز در ادبیات فارسی، یک نوع و گونه ادبی است که از جنس اجتماعی است یعنی کسی با زبان طنز مدیحه، وصف تاریخی و غیره را بیان  نمی‌کند. طنز یک نوع ادبی است که کارش پرداختن به مسائل و چالش‌ها و ابعاد زندگی اجتماعی است که در قالب‌های ادبی و زبان‌های دیگر قابل بیان نیست. از جمله مسائلی که در قالب طنز بیان می‌شود می‌توان به مسائلی اشاره کرد که مستقیما با قدرت در تعامل‌اند و بیان آنها با مجازات اجتماعی همراه است.

+ نوشته شده در  88/09/21ساعت   توسط مدیر وبلاگ   |